درود بر شما عاشقان پاک سیرت

این وبلاگ به هیچ گروه یا حزب سیاسی وابسته نیست

حقوق زنان

 

 

حقوق زنان؛ برابری یا نابرابری

پاسخ به شبهات مسائل زنان

 

 

 

پیشگفتار

امروزه شاهد هجوم گسترده به قوانین اسلامی پیرامون حقوق زنان می باشیم که بدون اشاره به سندقرآنی یا روایی این قوانین ,با عناوین مختلف آنها راموردتهاجم قرار می دهند  .علاوه برآن ,گاه باچشم پوشی عمدی نسبت به گام های مثبت ومهمی که جهت بهبود وضعیت زنان درجمهوری اسلامی ایران برداشته شده قوانین موجودبه رگبارتهمت بسته شده وباارائه برخی خلا ها یا             ضعف های قانونی ,وضعیت زنان درایران ,به شدت ظلمانی وتیره وتارنشان داده می شود.این ایرادات دربین دانشجویان دانشگاههاکه ازعواطفی لطیف سرشارند نیزمنتشرشده وگاه آنان رابه موضع گیری غیرواقع بینانه واداشته است.

مطلب حاضرمجموعه ای از 5پرسش درخصوص حقوق زنان درایران می باشد که برگرفته ازکتاب حقوق زنان؛برابری یا نابرابری می باشد که درصدد است که به برخی شبهات ذهنی شما عزیزان درخصوص حقوق زنان پاسخ دهد.درضمن افرادی که قصددارنددراین زمینه اطلاعات بیشتری کسب نمایند ,می توانند بامراجعه به دفترانجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشکده علوم پزشکی سبزوارکتاب موردنظررا دریافت کنند.

مهریه زنان

سؤال : چرا درقوانین ایران شعارمی دهند که زنان هنگام طلاق مهریه می گیرند ,درحالی که به قول معروف مهریه راچه کسی داده وچه کسی گرفته است ؟

 

پاسخ : متاسفانه این امرناشی از فرهنگ اشتباه جامعه است که تصور می شود تازمانی که زن طلاق نگرفته است , مهریه به اوتعلق نمی گیرد.درصورتی که براساس شرع وقوانین کشور ,مهریه ,عندالمطالبه بوده وبه مجردعقد ,زن مالک مهرمی گردد.

البته میزان مهریه باید درحدمعقول ومطابق وسع همسر تعیین گردد.افزایش بی رویه میزان مهریه درنهایت به نفع زنان نمی باشد ,چراکه این امرمنجر به افزایش هزینه ازدواج (ولو به صورت روانی) گردیده ومیزان ازدواج را کاهش می دهد.کاهش ازدواج هم برای زنان ومردان جامعه مضربوده وهم سلامت خانواده ها راازبین می برد.

علاوه برمهریه ,زن درزندگی مشترک ,ازحقوق مالی دیگری نیزبهره مند می باشد.براساس شروط ضمن عقدنکاح که درعقدنامه ها ملحوظ گردیده وازابداعات حکومت اسلامی محسوب می شود, دارایی ومال کسب شده درطول زندگی مشترک میان زوجین تقسیم می شود.(شرط تنصیف دارایی)

درحالی که حتی کشورهایی که مدعی حقوق زنان می باشند ,درمورد عقدنکاح یک نوع نظام مالی راانتخاب می کنند(درنظام های غیرمالی ,زن ومرد رایکسان درنظرمی گیرند .) لذادرمسائل مالی یکی ازدونظام تنصیف واستقلال رااتخاذ می نمایند.

براساس نظام استقلال ,حقوق هریک اززوجین متعلق به خودشان می باشد وبرطبق نظام تنصیف,حقوق زن ومرد درطول زندگی مشترک میان ایشان نصف می شودواگرزنی کارکرده باشد ومرددرخانه مانده باشد ,نصف دارایی زن به مرد تعلق می گیرد.درحالی که درقوانین ما این گونه است که حتی اگر زن شاغل باشد ,حقوقش متعلق به خودش می باشد وتنصیف اموال ,تنها درمورد دارایی مرداعمال می گردد.

نکته قابل توجه آنکه ؛ قانون جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام (الحاق یک تبصره به ماده 336قانون مدنی ),شوهررا درجمهوری اسلامی ایران موظف می کندتا درصورت تقاضای زن, به وی درقبال انجام کارهای خانه حق الزحمه بپردازد.(دریافت اجرت برای عمل ,مگراینکه زن قصد تبرع داشته باشد.) طبق این اصلاحیه ولو اینکه شوهر درقیدحیات باشد وطلاق مطرح نباشد یا اینکه شوهرفوت شده باشد این حق الزحمه قابل مطالبه است .

 

نقش مردان درمدیریت خانواده

سؤال: چرا اسلام  مردان را قوام ورئیس خانواده قرار داده وبه زنان امرنموده است تا درمقابل شوهرتمکین نمایند؟

پاسخ : درپاسخ ابتدا باید توضیح داد که قوامیت به چه معناست وجایگاه ومحدوده اش کجاست وچگونه حقوق مذکور برآن مترتب می شود ؟

ازآنجایی که در اسلام که منشا قوانین مدنی درکشورماست اصل, خانواده وحفظ کیان آن است, این امراقتضامی کند که این خانواده به مثابه ی یک مجموعه ی به هم پیوسته توسط یک نفر مدیریت شودومدیریت اوبه معنای قوامیت اوست.اما عدم فهم درست ازاین وازه که ناشی از فرهنگ خاص حاکم است , نتیجه اش اِعمال مدیریت مستبدانه ازسوی برخی مردان می باشد.حتی اگرقوام بودن را به ریاست هم معنا کنیم ,دراندیشه ی دینی رئیس هرگروهی ,خادم آنهاست وهر رئیسی نیزباایجاد همکاری وتعاون درکجکوعه ی ریاست خویش ,باید ازقانون مشاوره استفاده نماید.به عبارت دیگر اصل تشاور که عبارت است از وظیفه مندی اعضای یک مجموعه درسرنوشت فردی وجمعی خود ,طبق عقل ,آیات وروایات وتجربه , ازاستبداد ,جمود وایجاد مقاومت منفی جلوگیری کرده ومجموعه ها راکارآمدتر می کند.

ثانیاً قوام به معنای کسی است که باجدیت فراوان به انجام وظایف ,اقدام وقیام می کند.لذا قوامیت بیش ازآنکه یک حق تلقی شود , یک تکلیف است , آن هم تکلیفی که ابزارلازمش نیزدراختیارمرد است.گرچه این تکلیف , حقوقی رانیزبه دنبال خود می آورد , چراکه اگرکسی نسبت به کسانی مسئولیت داشته وراجع به اموری متصدی شد , دیگران نیز نسبت به اوتکالیفی دارندوبایدبا همکاری , اورادرانجام وظایفش یاری رسانند.

درمرحله بعد اگراسلام زن رابه پذیرش دست حمایتگر مردان دعوت کرده, براساس واقعیات تکوینی وجوداوست. هرزنی درکنارخود تکیه گاهی می طلبد که درعین محبت وانعطاف , صلابت مردانه داشته باشد تا به حمایتش امیدوارباشد.

درنتیجه وقتی مردان به وظایف خود در حمایت زن وخانواده اقدام می کنند, توقع تمکین  و       گردن گذاری ازناحیه افراد خانواده وتمکین خاص ازسوی زن , توقع زیادی نمی باشد .

 

اختیار طلاق در دست مردان      

سؤال: چرادراسلام ,اختیار مردان درامرطلاق وسیع تازدایره اختیار زنان است ؟

پاسخ : علامه طباطبایی (ره) می فرمایند : جوازطلاق خودیک حکم فطری است ,یعنی همان طور که ازدواج پاسخ به یک نیازفطری است , جوازطلاق هم درمواردی که به آن نیازاست , پاسخ به یک نیاز واقعی است .

به این ترتیب هرگاه زوجین به هردلیل احساس کنند که قادر به ادامه ی حیات زناشویی خودنیستند , طلاق دردین اسلام برای خاتمه دادن به چنان زندگی روا داشته است . اما آنچه مهم به نظر        می رسد این است که مادرکنار این حکم نبزمثل همه ی احکام دیگر اسلامی با پرهیز ازظاهر بینی و وقشری گرایی به روح جاری درحکم توجه کرده واهداف آن را که تنظیم حیات معقول ودلپذیر است ,بشناسیم تا احکام  , مورد سو استفاده قرار نگیرد واسباب ایجاد عدالت گردد.قرآن کریم به وضوح کسانی را که احکام اسلامی را دستاویز ستمگری قرارمی دهند ,مسخره کنندگان احکام می داند نه عمل کنندگان به آن.

خانواده دراسلام کانونی بسیارمقدس بوده وبه عنوان یک اصل اصیل وبنیان جامعه اسلامی مطرح است ,طوری که حفظ سلامتی آن یکی از اهداف مقدس این دین مبین می باشد. با این مقدمه به برخی مسائلی که درحاشیه حکم طلاق آمده است اشاره می نماییم :

1-طلاق  درعین جواز, ازنظر فرهنگ اسلامی قبیح است.

2-طلاق دارای ضوابط فراوان است .اصولاً دراسلام ,طلاق آسان که در هرشرایط روحی وهیجانی قابل دسترسی باشد , وجود ندارد.

3- درمواردقابل توجهی درکنارطلاق , حکمی به نام عده وجود دارد , که دریک تفسیر , مدت زمانی  برای تفکروالتیام زخم خانوادگی است وزمانی است که دوهمسر می توانند راجع به برگشت دوباره به زندگی خانوادگی بیندیشد.

اگرمردی می خواهد زن خودراطلاق دهد ,درواقع هدف معنوی او باید آزادسازی زن باشد واین تسریح , به احسان باشد.یعنی مرد فراتر ازضوابط حقوقی عمل نموده وازروی احسان ونیکوکاری بازن رفتارنماید وقرآن کریم به شدت ازاضرار یعنی آزار رسانی وخشونت منع می کند.

حتی درشرایطی که دوهمسر دربدترین شرایط عاطفی می باشند وتصمیم به انحلال کانون خانواده دارند ,روح اصلی احکام مربوط به طلاق ,ناظربه نکات فوق می باشد.

اما باید اضافه نماییم که طلاق به معنای خاتمه دادن به یک زندگی است که احیاناً با سرنوشت یک کودک مرتبط می باشد. طلاق به شدت محتاج مدیریت عقلانی است ونباید مردان وزنان سواربرمرکب احساس ,عاطفه وغضب به سوی جدایی حرکت کنند.زنان دارای چنان قدرت احساسی وعاطفی هستند که بارها وبارها می توانند زخم های احساسی وتمایلات روحی خودراالتیام بخشند.درواقع آنان نیروی((خودترمیم)) عجیبی ازجنس عاطفه دارند.لذا به دلیل ((دیگراندیش)) بودنشان کمتراهداف خودخواهانه وفردگرایانه دارند ومخصوصاَ مصالح فرزندان راهمواره درنظر می گیرند, لذا دربسیاری ازموارد ,حتی اگرشوهران خودرا دوست نداشته باشند ,می توانند با آنها به حیات خانوادگی ادامه دهند .

ولی عنصر عشق وعاطفه درمردان درخصوص رابطه زوجیت ,با غریزه شهوانی آنهاارتباط مهمی داشته ودرصورتی که به همسرخود بی علاقه شوند , ادامه زندگی زناشویی برایشان ناممکن تر بوده پس شاید این امر ,طبیعی باشد که حق طلاق دروهله ی اول به دست مردان باشد .

 

چند همسری مردان   

سؤال : چرا مطابق شرع اسلام وقوانین داخلی کشور حق چند همسری مردان به رسمیت شناخته شده است درصورتی که زنان چنین حقی راندارند ؟

پاسخ : یکی ازمزایای مهم فقه اسلامی,واقع نگری آن به مسائل مختلف می باشد.به این ترتیب که درتشریع احکام ,همه ی انسان ها درهمه اعصاروباویژگی های مختلف روحی وجسمی لحاظ         شده اند ,چراکه فقه برنامه ی زندگی همه آنهاست. دراین بین واقعیات اجتماعی که انسان به شدت ازآنها متاثر است,موردتوجه اسلام بوده است.البته این به معنای تاثیر منفعلانه درمقابل واقعیات نیست ,بلکه اسلام ازابتدا درتشریع احکامش به وجودواقعیاتی که همواره به صورت مستمردرحاشیه یا متن زندگی بشر حضوردارند, توجه داشته است. تعدد زوجات یکی ازهمین احکام استکه باتوجه به واقعیاتی که ذیلاً به آنها اشاره می شود ,وضع شده است ,اگرچه ازخلال اجرای آن درموارد مقتضی , بخشی اززنان نیز دچار مشکلاتی شوند.البته توجه به این نکته ضروری است که این حکم ,ابداع اسلام نبوده است که آن رامتهم سازیم ,بلکه اسلام فقط به آن نظم بخشیده , ازآزادی بیش ازحد مردان کاسته وآن رامنوط به شرایطی مانند اجرای عدالت نموده است.

اما واقعیات اجتماعی ای که ازآنها سخن گفتیم عبارتنداز:

1. غریزه جنسی ,یک غریزه فعال وفراگیراست که عدم مدیریت صحیح آن موجب فعالیت بیشتر وخارج ازمدار آن می شود.

2.ازدواج برای هریک ازمردوزن کارکردهایی ازجمله :ابقای نسل پاک وارضای غریزی, عاطفی واقتصادی داردوهرانسانی برای کسب این کارکردها به ازدواج تمایل دارد ولذا حق تاهل  ازنظر اسلام , حق شامل وعامی است که همه می توانند آن را احراز نمایند.

3.به دلایل متعدد همیشه تعدادزنان ودختران آماده ی ازدواج بیشتراز مردان آماده ی ازدواج است. ازجمله این دلایل می توان به پیشتربودن سن بلوغ دختران ازپسران وشروطی که برای تشکیل خانواده پیش روی پسران است اشاره کرد.که این مشکل زمانی جدی ترمی شود که بدانیم زنان بیوه ای هستندکه جداًبرای بقای زندگی سالم خود وفرزندان احتمالی شان ,نیازبه حمایت ویژه ای دارند که لزوماً حمایت مالی نیست ,بلکه نیازعاطفی نیزهست. به هرحال, برای حل این امور طبعاً یکی ازسه راه درپیش رو می باشد :

الف) سیاست ها به سمت روابط آزاد پیش رود .که نتیجه اش رها شدن انرژی غریزی فعال درجامعه ازیک سو وخشکیدن ریشه های عفت وپاکدامنی ازسوی دیگراست که درنهایت خانواده ها درمعرض آسیب قرار خواهند گرفت.

ب)چشم پوشی برواقعیت های پیش گفته وپیشنهاد راه حل تحمل فضای موجود واینکه هیچ زنی نمی تواند درزندگی خود وجودرقیبی راتحمل کند وامثال این مسائل ,البته این امردرهرحال واقعیت راتغییر نمی دهد.

ج)بانظر به واقعیات ,راه میانه ای را پیش گیریم .قطعاً یک ازدواج دائم تک همسری ,ازدواجی کامل وازهرحیث مطلوب است.ولی وجود واقعیت ها باعث می شود که راه برای تعدد زوجات یا ازدواج موقت بازشود وفرقش باازدواج موقت یا روابط آزاد درضوابط و قوانینی است که درازدواج دائم وجود دارد ,که برخی به کنترل فردی وتقویت خویشتنداری فردبرمی گردد وبه نوعی می توان گفت حائز ویژگی اخلاقی ,اعتقادی وفقهی اند وبرخی نیزبه کنترل اجتماعی برگشته ونیاز به مدیریت کلان اجتماعی وتنظیم ساختاری وسازمانی دارند.

کنترل رسانه هاازنظرتهیج غریزه جنسی,تقویت عنصرغیرت وعفت دراجتماع,حمایت دولت ازبیوه زنان ,وزنان سرپرست به خصوص دارای فرزند, آموزش حقوق ومسئولیتهای خانواده به ویژه درمسئله همسری و... ازاموری هستندکه باید برنامه ریزی اجتماعی تعبیه شوند وازسوی دیگرجنبه اصیل احکام مربوط به جوازتعدد زوجات وازدواج موقت حفظ شود تادرصورت لزوم ,افرادخاص بتوانند به آن بپردازند.

درنهایت به نظر می رسد راه حل سوم بهترین گزینه است,البته  بااین قید که فرهنگ صحیح را برای اجرایی شدن درست ومعقول احکام فوق نیزترویج نمود,تا احکام به دستاویزی برای هوس بازان مبدل نگردد.اگرافراد بدانند که برای خروج ازخانواده تک همسری تنها راه ,ازدواج وپذیرفتن تعهدات مختلف درازای یک رابطه زناشویی است ,طبعاً بخش کمی ازافراد به این مسئله روی        می آورند .

تفاوت دیه زن با مرد 

سؤال: چرامیزان دیه زن نصف دیه مرداست ؟ آیا این امربدان معناست که ارزش زن معادل نصف ارزش مرد می باشد؟

پاسخ: درتبیین این حکم اسلامی وتفاوت آن درموردزن ومرد,مهم ترین دلیل این است که؛ مسئله دیه یک قرداداقتصادی است وملاک ارزیابی انسان نیست.مهمترین شخصیت های اسلامی با          ساده ترین افراد ازنظردیه یکسان هستند.دیه ی مرجع تقلید ,یک انسان متخصص یا مبتکر, با دیه یک کارگرساده دراسلام یکی است,به دلیل اینکه دیه عامل تعیین ارزش نیست وتنها یک ابزار است.معیار ارزش همان است که درقرآن بدان تصریح شده است که ((ان اکرمکم عندا...اتقاکم))

یکی ازوظایف اصلی مردان , قیام به امرخانواده وانفاق برآنهاست ؛به این معنی که شرعاً هرمردی موظف است تا نیازمندی هاوحوایج مادی واقتصادی اعضای خانواده راربطرف سازد,هرچندزن ازمال دنیا وثروت مکفی برخوردار باشد.حال اگرتفاوت اثرگذاری زن ومرد رادرشریان اقتصادی خانواده وجامعه به عنوان یک واقعیت بپذیریم ,روشن خواهدشد که لطمه مالی که درحاشیه کشته شدن مرد یانیروی مولد ونان آور خانواده متوجه خانواده می شود,بیش ازلطمه ی مالی کشته شدن یک زن برای خانواده به وجودمی آورد وفقدان مردی که واجب است نفقه ی همسر خودرا تامین نماید ,ازصحنه اجتماع ,ازنظراقتصادی آثار زیان بارتری برجای می گذارد, تافقدان یک زن.

نکته قابل توجه این است که این دیه به خانواده مردداده می شود ,تا زن وفرزندان اوازجهت اقتصادی درنبود مردخانه ,به مشکلات مالی گرفتارنشوندودراین مرحله می توان گفت ؛ دراین داوری ,شریعت اسلامی به نوعی رعایت وضعیت زن وفرزندان آن مرد را نموده است.

التبه درتفکری که اساس وشالوده ی آن رااقتصاد تشکیل داده است وانسان به مثابه ی ماشینی         می ماندکه بایدباصرف کمترین انرژی بیشترین کاررا تحویل دهد, مرد وزن ازنظراقتصادی دارای وظایف وارزش اقتصادی برابرند وتفوت دردیه ونگرش مزبور بی معناست.

صرف نظراز اثراقتصادی هریک اززن ومرد برای خانواده واجتماع , جان زن ومرد ازنظرارزشگذاری های الهی کاملاً برابرند.طبق نص صریح قرآن کشتن هرانسانی اعم از زن ومرد , ازبزرگترین جرایم محسوب می گردد به حدی که کشتن یک تن , چه زن وچه مرد مساوی با کشتن همه انسانهاست .دراین نگاه نه زن بودن ونه مرد بودن ,دخالتی درارزیابی ندارد. عذاب وعِقاب چنین عملی , خلوددرعذاب اخروی است ولذا کیفرهای دنیوی ,مقابله با اصل عمل نمی کند,بلکه صرفاً این کیفرها راهکاری برای جلوگیری ازارتکاب یاتکرار عمل درجامعه هستند.

درنتیجه ازنظرقرآن ,اصل انسان کُشی یک جرم بزرگ ونابخشودنی است وتفاوت درنحوه دیه وقصاص ,ربطی به این قضیه ندارد؛ چنانچه هدف اسلام ازتعیین دیه وجریمه مالی قیمت گذاری بدن واعضای آن نیست ,بلکه هدف مبارزه با فساد وجنایت است.

درپایان اشاره به دونکته شایسته می باشد؛ اول آنکه اگردرمواردی زن دراقتصادخانواده موقعیتی داشت که نوعاً مردان دارند, موجب نقض درقانون نمی شود ,چراکه هرقانونی ناگزیر ازمراعات نوع است وملاحظه ی تمام موارد ومستثنیات ,امکان پذیرنمی باشد.

نکته ی دوم این که باید توجه داشت که ((حکمت )) یک حکم شرعی لزوماً ((علت)) آن محسوب نمی شود وبه همین خاطر, فقها هیچگاه براساس ((حکمت )), به استنباط ((حکم شرعی ))               نمی پردازند.بلکه براساس علت تامه وحصول آن ,حکم می کنند ودرمورد دیه نمی توان حکمت رابه جای علت قرار دادونتیجه قطعی گرفت.

 

ولایت پدربرفرزند

سؤال: چراپدر وجدٌپدری ولی کودک محسوب می گردند؟

 

پاسخ : ماده 1199قانون مدنی اظهار می دارد :« نفقه ی اولادبرعهده ی پدر است، پس ازفوت پدر یا عدم قدرت اوبه انفاق ،به عهده اجدادپدری است». به نظرمی رسد باتوجه به وظیفه پدر وجد پدری درتامین مخارج فرزند،بدیهی است که مسئولیت مالی فرزند درتمام زمینه ها برعهده ایشان گذاشته شده وتکلیفی برای آنان محسوب شود.

بنابراین ولایت برفرزند که عموماً هم درحوزه مسائل اقتصادی اواست، تکلیفی است برعهده ی پدر وجدپدری که درصورت خیانت آنان هم قابل شکایت می باشد ودرصورت اشتباه سهوی ویا عمدی ولی ،دادگاه وظیفه رسیدگی به این امر رامطابق ماده 1184 قانون مدنی برعهده دارد.

  

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

+ حسین امانی ; ٥:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٤/۱٢
    پيام هاي ديگران ()   

به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
+ پرشین بلاگ ; ٥:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٤/۱٢
    پيام هاي ديگران ()